
کسی در خانه نیست؟
مادر؟ مادر؟
خوابی مادرم؟
بیدارشو مادر نازم
منم
چرا چنین بی تفاوت خوابیده ای
پاشو مادرم
سفره ات کو نان گرمت کو
اینجا چرا سرد است چرا تنم میلرزد؟
این درد چیست که گلویم را میفشارد؟
دستان گرمت چرا سرد است؟
چرا دیگر نمیلرزد
بیدارشو گلم با تو حرفی دارم
با تو رنجی دارم
شانه هایم چرا میلرزد؟
صدایم چرا میلرزد؟
ان دختر زیبا کیست که پشت پنجره ات میخندد؟
مادر مادر
این قطره چیست که از چشمان من جاریست؟
ان قطره چیست که از چشمان خدا جاریست؟
انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای
فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید
مهدیه جون درگذشت مادربزرگت رو تسلیت عرض میکنم و از درگاه خدای متعال برای مادربزرگت رحمت ومغفرت وبرای تو و خانواده هم صبر و شکیبایی خواهانم